الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

142

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

برادر و پسر عمويم على بن ابى طالب مىگويند ؟ گفتند : مىگويند چه فضيلتى براى على در مورد پيشى گرفتن او به اسلام آوردن است و حال آنكه به هنگام ظهور اسلام او كودك و كوچك بوده است و امثال اين سخنان . پيامبر ( ص ) پرسيدند : همين موضوع شما را اندوهگين مىسازد ؟ گفتند : آرى به خدا سوگند . پيامبر فرمودند : شما را به خدا سوگند از شما مىپرسم كه مگر از كتابهاى گذشتگان نمىدانيد كه چون ابراهيم ( ع ) را پدرش از بيم پادشاه سركش بيرون برد و مادرش ابراهيم ( ع ) را كنار توده‌هاى خاكى كه بر لبهء جويى بود و در فاصلهء هنگام غروب تا آغاز شب از آن آب مىگذشت قرار داد ، « 1 » همين كه مادر كودك را آنجا بر زمين نهاد ، كودك برخاست و بر چهره و سر خود دست مىكشيد و مكرر و فراوان لا إله الا الله مىگفت و سپس پارچه‌يى را گرفت و بر خود پيچيد و مادرش كه او را چنين ديد سخت به بيم و ترس افتاد . آنگاه ابراهيم برابر مادرش شروع به هروله ( حركت در حالى كه شانه‌ها را تكان دهند ) كرد و چشمهاى خود را به سوى آسمان دوخت و خداوند عز و جل در اين باره چنين فرموده است : ( 1 ) « همچنين ما به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از يقين - دارندگان باشد ، پس چون شب تاريك بر او نمودار شد ستارهء رخشانى ديد . گفت : اين پروردگار من است . » تا آنجا كه مىفرمايد : « من از آنچه شما شريك خدا قرار مىدهيد بيزارم . » « 2 » ( 2 ) و نيز مىدانيد كه فرعون چنان در جستجوى موسى ( ع ) بود كه شكم زنان باردار را مىدريد و كودكان را مىكشت براى اينكه موسى ( ع ) را بكشد ، و همين كه مادرش موسى ( ع ) را زاييد فرمان داده شد كه كودك را در صندوقى نهد و آن را به دريا ( رود نيل ) افكند و مادر سرگردان شد تا آنكه فرزند با او به گفتگو آمد و گفت : اى مادر مرا به دريا بيفكن و چون اين سخن را گفت مادرش به وحشت افتاد و گفت : پسركم بيم آن دارم كه غرق شوى . موسى فرمود : اندوهگين مباش كه خداوند مرا پيش تو بر مىگرداند و مادر سرانجام چنان كرد و موسى ( ع ) در آن صندوق بر روى دريا چندان باقى ماند كه به ساحل رسيد و با تمام وجود در اختيار مادرش قرار گرفت ،

--> ( 1 ) . در روضهء كافى و صفحهء 20 جلد 35 بحار الانوار نام اين رود ، حرزان آمده است . م . ( 2 ) . آيات 75 تا 78 سورهء ششم ( انعام ) . م .